همایشی برای همدلی و همزبانی مازندرانی‌ها

نوشته شده توسط دبیرخانه on . ارسال از : اخبار و اطلاعیه ها

همایشی برای همدلی و همزبانی مازندرانی‌ها 
 
گفت‌وگو با «عبدالعظیم غضنفری سوادکوهی» دبیر چهارمین همایش سوادکوهی‌های ساکن تهران
آریوبرزن تلکاچالی
خبرنگار همشهری

روز چهارشنبه 6 خرداد ماه جاری قرار است چهارمین همایش سوادکوهی‌های ساکن تهران در سالن وزارت کشور برگزار شود. در این نوع همایش‌ها که با همایش‌های دستوری و اداری فاصله فراوانی دارد، برخی آیین‌ها و رسوم مردم مازندران از سوی هنرمندان مازنی اجرا می‌شود. ضمن آنکه موسیقیدان‌ها،  خوانندگان محلی و شاعران تبری‌سرا با حضور خود در همایش ملودی‌ها و ترانه‌های محلی را اجرا می‌کنند تا این ترانه‌ها برای نسلی که به هر دلیلی از مازندران دور افتاده است، زیاد غریبه نشود. در این باره با  «عبدالعظیم غضنفری سوادکوهی» دبیر چهارمین همایش سوادکوهی‌های ساکن تهران به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید.

*آقای غضنفری! ابتدا درباره انجمن با چه هدفی تشکیل شد و برنامه‌های آن چیست؟

انجمن سوادکوهی‌های ساکن تهران تشکلی مردمی است که هدف آن از یک سو شناخت و حفظ آیین‌ها و فرهنگ و زبان مازندران  و از سوی دیگر کشف قابلیت‌ها و ظرفیت‌های استان و خصوصاً سوادکوه  و یافتن راه‌هایی برای برون‌رفت از مشکلات اقتصادی و اجتماعی است. نه تنها این تشکل بلکه همه تشکل‌های فرهنگی مردمی باید راه‌هایی برای بازشناسی، بازسازی، بهسازی و نوسازی فرهنگ و داشته‌های فرهنگی خود انجام دهند. ما  اکنون در مرحله بازشناسی قرار داریم. آن‌چیزی را که داشتیم داریم یادآوری می‌کنیم تا نسل جدید آنها را بشناسند. مثل ملودی‌های فراموش شده محلی، اشعار، آیین‌ها و رسوم محل یا بناها، اماکن تاریخی، فرهنگی، دینی و طبیعی. ما باید اینها را بازسازی کنیم. بعد به بهسازی آن بپردازیم و سپس دست به نوسازی بزنیم که این کارها البته سخت ولی شیرین است.   

*چه شد بعد از 2سال دوباره مشعل همایش را روشن کردید؟

راستش وقتی زمستان سال92 سومین همایش سوادکوهی‌های ساکن تهران در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار شد، از همان زمان این انتظار به‌وجود آمده بود که همایش چهارم نیز برگزار شود. در آن روز بسیاری از کسانی که به تالار وزارت کشور آمده بودند،‌ از دست‌اندرکاران برگزاری همایش و خصوصاً از اعضای انجمن سوادکوهی‌های ساکن تهران می‌خواستند که این همایش‌ها را ادامه دهند. این علاقه و اصرار مازندرانی‌ها و بالاخص سوادکوهی‌ها به صورت خاص باعث شد، اعضای انجمن کلید برگزاری همایش چهارم را بزنند. زمستان سال گذشته بود که هیأت مدیره انجمن به این جمع‌بندی رسید که همایش چهارم را در سال94 برگزار کند.

حالا چرا اوایل خرداد؟

دو دلیل عمده داشت. اول این‌که باید  قبل از تعطیلات تابستانی دانش‌آموزان انجام شود تا مازنی‌های بیشتری بتوانند به همایش بیایند. دوم اگر همایش در پاییز یا ماه‌های دیگر سال برگزار شود به نوعی با مبارزات انتخاباتی مجلس گره می‌خورد که خودبه‌خود همایش در آن فضا قرار می‌گرفت و شاید ناخواسته حضور برخی نامزدها این شائبه را القا می‌کرد که تشکل کار سیاسی می‌کند. با وجودی که این تشکل یک تشکل مردمی، فرهنگی و غیرسیاسی است، سعی کردیم این شائبه را از بین ببریم. 

*یعنی می‌خواهید بگویید انجمن و همایش بیشتر رفتاری فرهنگی دارد تا سیاسی؟

کاملاً‌ درست است. اساساً هیچ نوع رفتار سیاسی را وارد همایش یا تشکل خود نمی‌کنیم. طبیعی است بیشتر کسانی که با انجمن همکاری می‌کنند شاید خط و خطوط خاص خود را داشته باشند، اما وقتی وارد تشکل می‌شوند یا می‌خواهند در همایش حضور داشته باشند، فقط و فقط باید دغدغه مازندران یا سوادکوه را داشته باشند. برای آنها باید مهم‌ترین موضوع و محور مازندران باشد. ما می‌خواهیم یک بار دیگر گردهم بیاییم تا با همفکری هم، ضمن آنکه برنامه‌های شاد و آیین‌های بومی را اجرا می‌کنیم، بیشتر همدیگر را بشناسیم و از غربت فاصله بگیریم تا در پرتو این آشنایی راه‌های برون‌رفت از معضلات منطقه را هم پیدا کنیم.

*ظاهراً همایش مربوط به سوادکوهی‌هاست. پس چرا از مازندران صحبت می‌کنید؟

درست است که اعلام می‌کنیم همایش سوادکوهی‌های ساکن تهران. خب، سوادکوه پیکره مازندران و مازندران بخشی از ایران عزیز است. به نظر ما این 3 ضلع زمانی که در کنار هم قرار بگیرند می‌توانند خیلی از مشکلات را حل کنند و راه‌های ترقی را بپیمایند. ما حتی معتقدیم همه کسانی که به مازندران عشق می‌ورزند یا به زبان تبری صحبت می‌کنند و می‌توانند با آیین‌ها و ترانه‌های مازندرانی همذات‌پنداری کنند، به این همایش‌ها بیایند تا هم این زنجیره وسیع‌تر و در عین حال محکم‌تر شود. وقتی می‌گوییم سوادکوه، معنی‌اش این نیست که هر چه هست و نیست سوادکوه هست. خیر. سوادکوه را اول باید سوادکوهی‌ها بعد مازندرانی‌ها و بعد ایرانی‌ها بسازند. وقتی یک منطقه پیشرفت کند، خودبه‌خود می‌تواند نقش مثبتی در مناطق دیگر بازی کند. به فرض اگر در سوادکوه کارخانه‌‌ای ساخته شود که با محیط زیست آن همخوانی داشته باشد،‌ طبیعی است جوانان این منطقه بازار کار شهرستان‌ها یا استان‌های مجاور را اشغال نمی‌کنند. به همان نسبت جا برای جوانان استان‌های دیگر یا شهرستان‌ها باز می‌شود. ما مانند دانه‌های تسبیح به هم وابسته‌ایم. چیزی که ما را به هم وصل می‌کند نخ تسبیح است. در اینجا نخ می‌تواند سوادکوه، مازندران و ایران بزرگ باشد. 

*تاکنون 3 همایش برگزار کردید، هدف‌تان از برگزاری این همایش‌ها یا همین همایش چهارم چیست؟

موضوع خوبی را مطرح کردید. وقتی اولین همایش در آخرین روزهای اسفند 89در سالن آزادی برگزار شد،‌ در حالی که سالن کوچک بود و هوا هم سرد، در همان همایش چون با استقبال خوبی برگزار شد، می‌شد فهمید مردم این منطقه به دنبال فرصتی هستند تا هم به گذشته خود برگردند و هم آنکه نگاه دوباره‌ای به زادبوم خود داشته باشند. البته ناگفته نماند پیش از این آقای «فرهود جلالی کندلوسی» از چهره‌های فرهنگی مازندران، چند همایش با محوریت فرهنگ و هنر مازندران برگزار کرد که با استقبال شایان توجه مازندرانی‌ها روبه‌رو شد. ولی وقتی همایش در تعریف کوچک‌تر و محلی‌تر شکل گرفت، استقبال مردم بی‌نظیر بود. در اینجا پیشنهاد می‌کنم دیگر تشکل‌های مازنی که در تهران حضور دارند، همین کار را بکنند. 31تشکل مازنی در تهران وجود دارند که مطمئناً به 31منطقه از استان دلبستگی دارند، همه ما می‌توانیم در کنار هم مشکلات منطقه و استان خود را کاهش بدهیم.

 به نظر ما این همایش‌ها فرصتی است تا ظرفیت‌های علمی، فکری و فرهنگی مردم منطقه کشف و شکوفا شود و آنها را برای سازندگی شهرستان خود تشویق کنیم. این 3 همایش باعث شد خیلی از سوادکوهی‌هایی را که سال‌ها از منطقه خود دور شده بودند، بشناسیم. در واقع آنها هم خود را و هم زادبوم آباواجدادی‌اش را پیدا کردند. کسی که سال‌ها در تهران زندگی می‌کند، وقتی می‌بیند در این شهر درندشت، همشهری‌ها و هم‌زبان‌ها و چه بسا بستگان او در محیطی گردهم می‌آیند،‌ حس می‌کند دیگر در شهر تنها نیست. خیلی از افرادی که ما را تشویق کردند همایش چهارم را برگزار کنیم، از این دسته بودند. هدف برگزار کنندگان همایش این است که شهرستان سوادکوه و در نگاه کلان استان مازندران باید از مشکلات فراوانی که پیش پای آن قرار دارد، رها شود. بسیاری از جوانان این شهرستان بیکارند. کارخانه‌هایی که در وجود داشتند یا تعطیل شدند یا با کمترین ظرفیت خود کار می‌کنند. ما گمان می‌کنیم که می‌توانیم این موضوع‌ها را در چنین همایش‌هایی مطرح کنیم تا هم نهیبی باشد به خودِ ما و هم شاید تلنگری باشد به مسئولان استان. به اعتقاد ما این همایش مربوط به همه مازندرانی‌ها و هدف ما ایجاد همدلی و مودت بین همه کسانی است که به زبان تبری تکلم می‌کنند یا به نوعی در مازندران یا سوادکوه دلبستگی و وابستگی عاطفی دارند.  

*خب، این مشکل که خاص شهرستان سوادکوه نیست،‌ اغلب شهرهای استان از این مشکلات رنج می‌برند.

-بله. درست است. برای رفتن به بالای یک قله نمی‌توان پرواز کرد. باید پله‌ پله تا بالای قله رسید. به نظر ما اگر شهرستان سوادکوه ترقی کند، به همان نسبت می‌تواند باعث ترقی قائمشهر شود. در حقیقت سوادکوه یک پله است. ما باید این پله‌ها را بسازیم و طی کنیم. 

*فکر می‌کنید همایش می‌تواند این معضلات را کاهش دهد؟

خیر. همایش حلال مشکلات نیست. می‌تواند آیینه‌ای باشد تا مشکلات را به مردم و به مسئولان نمایش بدهد. 

*چه جوری؟

به این صورت که ما می‌توانیم در فرصتی مناسب و تخصصی‌تر از کارشناسان هر رشته‌ای دعوت کنیم تا به همایش بیایند و در فرصت‌های کوتاهی که به آنها داده می‌شود، در باره حوزه‌های مورد نظر صحبت کنند. باید نوعی روشنگری اتفاق بیفتد. یکی بیایید در باره تخریب محیط زیست و رودخانه‌ها و جنگل‌های سوادکوه حرف بزند. دیگری در باره کارخانه‌هایی که باید باشند یا کارخانه‌هایی باید احیا شوند، صحبت کند. اگر همایش فقط بخواهد محلی برای ساز و ترانه باشد، شناخت مشکلات سخت‌تر می‌شود. شاید به ظاهر خوب باشد، ولی مفید و کاربردی نیست. ما می‌خواهیم این نوع همایش‌ها کاربردی‌تر شوند و به سوی عمل‌گرایی حرکت کنند.

حالا دیگر غریب نیستیم

نوشته شده توسط دبیرخانه on . ارسال از : اخبار و اطلاعیه ها

حالا دیگر غریب نیستیم

عادل جهان‌آرای
روزنامه‌نگار

حالا گمان می‌کنی که توی شهر تهران تنها نیستی. تنها نیستی که به تو سخت بگذرد یا آنکه کسی تو را نشناسد. تنها نیستی، و این‌که فکر کنی هیچ‌کس را نمی‌شناسی، یا آنکه با کسی نسبتی نداری. ما آدم‌ها حتی اگر هیچ نسبت خونی با کسی نداشته باشیم، یقین داشته باش که نسبتی خاکی با هم داریم. خاکی داریم که در آن زاده شده‌ایم، رشد کرده‌ایم، شادی‌ها و غم‌هایمان را در آن به گذشته سپرده‌ایم و حالا همان خاک – حتی در غریب‌ترین مکان – ما را به هم نزدیک می‌کند. خاک خوب، آدم‌های خوبی دارد. خاک سوادکوه با آدم‌های خوبش بوی لطیف و نمناکش را توی حافظه و غیرت و خون و رگ ما جاری ساخته است، تا همدیگر را در گیرودار سختی‌های روزگار و دنیای سیمانی و بتن و دود و آهن تهران پیدا کنیم. 
حالا تنها نیستی و می‌بینی که چقدر هم آشنا داری. حالا آشناهای تو یکی‌پس از دیگر جلوی تو چون درختان زیبا سبز می‌شوند و تو به تماشای آنها خیره می‌شوی. حالا آشناهای تو از همه جای آب‌وخاک پدری‌ات آمده‌اند. از چاشم و اوریم و چرات بگیر و شک نکن تا گلوگاه و کندلوس و رامسر آشناهای تو هستند. 
حالا تنها نیستی و می‌بینی که بستگان دور و نزدیک تو، خارج از عرف وعادت‌های معمولی دیدوبازدید زیر سقفی گردآمده‌اند که در آن شاید بتوانی لالایی‌ مادربزرگ‌ها را بشنوی یا صدای زنگوله گوسفندان ده را یا آنکه صدای لَـلِه‌وایی را بشنوی که در آن مدام از عشق لیلی‌جان و دلخواه خود حکایت کند. 
حالا لـله‌وای نوازنده سوادکوهی از پس کوه‌های سترگ و دامنه‌های سخت و صعب مازندران خودش را به تهران رسانده است، ‌تا با کودکان دیروز و پریروز و پارسال‌ و سال‌های پار و پیرار و بسیار سال دیگر هم‌نغمه شود و کودکان و جوانان امروز را با شهد نوای خود شور و شیرینی زندگی هدیه کند. 
حالا نغمه‌های کتولی و ترانه‌های محلی تو را به راحتی از این شهر گمشده‌ی در خود دور می‌کند و به آرامی به سوی رودخانه‌های زیبای سوادکوه از «لفور روآر» تا«اِلاشتِ ‌روآر» و رودخانه‌های پر ناز و ادای ولوپی و راستوپی و از رود قدیم «زبرو»ی زیراب گرفته تا رود لاجیم و از آبگیر دل‌انگیز شورمست و تا آبشار گزو و دراسله و چلاک و زمور و لیزا و گلناب‌دره و چرات پرواز می‌دهد و تو شک نداری که دوشادوش درختان توسکا و افرا و انجیلی و ممرز و کرات و وولی و سِرخ‌دار و ملج و راش مشغول تماشای زیبایی‌های سوادکوه و مازندران قشنگت هستی. 
حالا با آنکه با غریبی خودت در این برهوت خیابان‌های نفس‌گم کرده و هویت‌باخته کنار نمی‌آیی، اما ناگهان همه آنها را از یاد می‌بری و فکر می‌کنی که در کوچه‌پس‌کوچه‌های ده قدم می‌زنی و بوی پِهِن و علوفه و کاه و کَمِل مشامت را نوازش می‌دهد و چِمِرِ جونکا و ونگ‌ووای تِشْک و دِمس و منگو و تَلِم را می‌شنوی و این همه تو را از شهری که شاید گاهی با تو غریبه باشد، دور می‌سازد. 
حالا با آنکه این صحراشهر و آهن‌آلود هیچ رنگ و بویی از شالی و شالیزار ندارد، ولی تو بوی شالی‌ را حس می‌کنی، بوی گل‌های دشت را احساس می‌کنی و نقش خود را حتی در آب‌های دشت شالی می‌بینی. 
حالا توی این درندشتی که زادبوم آباو اجدادی تو و من نیست و ما هم از سر حادثه اینجا پناه گرفته‌ایم تا خارج از شغل پدران و نیاکان خود کار کنیم و لقمه‌نانی به سر سفره ببریم تا با شرم و خجالت زندگی نکنیم و آبروی خود را حفظ کنیم، حداقل سالی یک روز کنار هم می‌نشینیم و همدیگر را می‌بینیم و از سال‌های رفته دور و خاک‌و‌آب غم گرفته و غریب کودکی‌هایمان صحبت می‌کنیم. 
حالا جنس دیدارهای ما فرق دارد. جنس خنده‌های ما هم فرق دارد. حالا با همه چیز خودمان فرق داریم، چون همه ماهایی که اینجا هستیم با هم فرق نداریم. ما با هم فرق نداریم، چون از یک خاک آمده‌ایم و به یک خاک هم دلبسته‌ایم. از یک زبان آمده‌ایم و به همان زبان عشق می‌ورزیم. عشق‌های ما شبیه هم است. دوست‌داشتن‌های ما شبیه هم است. 
حالا آمده‌ایم که ساعتی را سوای زندگی‌ و روزگار سخت کنار هم باشیم و با هم باشیم. کافی است که لحظه‌ای چشم‌ها را ببیندیم و بوی دوستی‌ها و فامیلی‌ها را احساس کنیم. 
حالا حداقل سالی یک بار هم شده، می‌توانیم بگوییم که تهران دیگر برای ما غریب نیست و ما هم در این غریبْ‌شهر، شولای غربت و غریبی را دور می‌اندازیم و زیر لوای دوستی و هم‌دمی و هم‌ولایتی بودن لحظه‌های خوش را تجربه می‌کنیم. 
حالا باید باور کنیم که می‌توانیم شب‌نشینی تاریخی خود را هر سال تکرار کنیم و به جای آنکه در چنبره چهاردیوار خانه‌های آپارتمانی روز را به شب تبدیل کنیم و بی‌آنکه لذتی از گشت و گذار روزگار ببریم، بیاییم از دیدار هم لذت ببریم و دیدارهای خود را دفتری از تاریخ زندگی خود سازیم. 
حالا تهران نمی‌تواند بگوید که من و تو، توی این شهر تنهایم و او یک‌تاز. حالا ما در کنار هم هستیم،‌ بگذار این شهر به دودودم و سیمان و طبیعت بی‌جان و کسل خود بنازد، ما به هم‌نشینی و شب‌نشینی و مردم خونگرم مازندران و کوه‌ها و رودها و جنگل‌ها و دشت‌های زیبای آن می‌نازیم. 
حالا به این هم‌نشینی‌های خود دل ببندیم تا سختی‌ها را فراموش کنیم و دوستی‌‌ها را تازه.

بیانیه دوم انجمن سوادکوهی‌های ساکن تهران

نوشته شده توسط دبیرخانه on . ارسال از : اخبار و اطلاعیه ها

'

بیانیه دوم انجمن سوادکوهی‌های ساکن تهران


شما چراغ روشن سوادکوهید
همدیاران گرامی، سوادکوهی‌های عزیز. مازندرانی‌های خونگرم و مهربان
افتخار می‌کنیم که توانسته‌ایم با همکاری و اظهار محبت‌های فراوان شما، گام انجام هم‌نشینی و هم‌زبانی چهارم را آرام آرام برداریم. وقتی که برگزاری همایش چهارم جدی شد و خصوصاً زمان آن را هم اعلام کردیم، همان‌گونه که انتظار داشتیم با انبوه پیام‌های شما از طرق مختلف روبه‌رو شدیم. این همه محبت و ابراز علاقه بیش از همه جای خوشحالی دارد و البته بار مسئولیت ما را بیشتر می‌کند. باری، گمان می‌کنیم به تنهایی نمی‌توانیم همه آن را به دوش بکشیم.
انجمن سوادکوهی‌های ساکن تهران می‌کوشد که به حول وقوه الهی در حد توان خود برنامه‌هایی را تدارک ببیند که هم درحد شأن شما گرامیان مازندرانی و بالاخص سوادکوهی باشد و هم آنکه از این برنامه‌ها بتوانید توشه‌هایی بردارید.
آنچه که باعث می‌شود همایش چهارم را وزن و اعتبار بیشتری ببخشد، بی‌تردید حضور بیش از پیش شما سوادکوهی‌های گرامی و علاقه‌مندان به این ‌آب و خاک به طور اخص و گستره بزرگ و همیشه سبز مازندران به طور عام است.
ما انتظار داریم که این همایش را به صورتی نگاه کنیم و نگاه کنید که گویی قرار است یک خانواده بزرگ کنار هم بنشینند و مهر سبز سبزه‌های سوادکوه و صفای رودهای ولوپی و راستوپی و دشت‌های وسیع و شالیزارهای دل‌نشین آن را جایگزین گرمای خیابان‌های سیمانی تهران و هوای آغشته به دود آن را کنند.
حال که چند روز دیگر به برگزاری همایش چهارم نمانده است بر خود فرض می‌دانیم سپاسدار ابراز محبت‌های شما باشیم.
اعضای انجمن سوادکوهی‌های ساکن تهران مفتخر است که با وجود برخی مشکلات این همایش را به انجام برساند تا در شبی باشکوه و به یادماندنی، یاد سوادکوهی‌ها را گرامی بدارد. به همه آنانی که در جمع همایش سوم ما حضور داشتند و در همایش چهارم هم حضور گرم آنها شادی‌بخش نشست ما خواهند بود درود می‌فرستیم و امیدواریم آنانی که در بین ما بودند و حال به هر دلیلی در این همایش حضور ندارند سلامت و سالم باشند.

دبیرخانه انجمن سوادکوهی‌های ساکن تهران

بیانیه اول انجمن سوادکوهی‌های ساکن تهران

نوشته شده توسط دبیرخانه on . ارسال از : اخبار و اطلاعیه ها

بیانیه اول انجمن سوادکوهی‌های ساکن تهران
چراغ چهارم همایش سوادکوه روشن می‌شود
بیایید، یار هم، دلدار هم باشیم
سوادکوه نامی آشنا برای همه کسانی است که در آن زاده شده‌اند، یا به نوعی دل در گرو آن دارند. این نام زمانی می‌تواند فر و شکوهی زیبنده خود یابد که بتوان چهره واقعی و زیبای آن را از گردوغبار مشکلات و ناملایمات زدود.
سوادکوهی که امروز از آن سخن می‌گوییم بی‌تردید نمی‌تواند خود به تنهایی به بالندگی برسد، مگر آنکه فرزندان و دوستداران آن زنجیره‌ای از محبت‌ها را به هم وصل کنند و آن گاه زادبوم خود را به سوی توسعه و پیشرفت رهنمون سازند.

واگذاری امتیاز تکثیر وفروش دی ودی چهارمین همایش

نوشته شده توسط دبیرخانه on . ارسال از : اخبار و اطلاعیه ها

 

با توجه به برگزاری چهارمین همایش سوادکوهی های مقیم تهران روز ششم خرداد 1394 در محل تالار بزرگ کشور تهران ،دبیرخانه همایش درسیاست گذاری های خود تصمیم به واگذاری تمامی یا بخشی از حقوق انتشار دی وی دی این همایش  به افراد واجد شرائط گرفته است از همه کسانی که علاقه مند به اخذ این امتیاز می باشند خواهشمندیم بصورت شفاف باذکر مشخصات کامل اعم از شخص حقیقی یا حقوقی با ذکر پیشنهاد مالی فقط از طریق ای میل تقاضا خودشان را اعلام ،تا ضمن بررسی پیشنهادات نسبت به انتخاب بهترین پیشنهاد اقددام شود-دبیرخانه همایش چهارم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید