نوروز خوانی

نوشته شده توسط سعید اسدی نفت چالی on . ارسال از : مقالات و يادداشت ها

يکي از آيين‌هاي پيشواز نوروز در مازندران و گيلان نوروز‌خواني است. اهميت اصلي اين آيين در ادبيات محلي به دليل همراهي آن با ترانه‌هاي محلي است. در اواخر اسفند و چند هفته مانده به فرا رسيدن نوروز، پيک‌هاي نوروزي در خيابان‌ها و کوچه‌ها مي‌گردند و اشعاري را در وصف بهار مي‌خوانند. اين آيين در گذشته در بسياري از مناطق ايران و حتي کشورهاي همسايه اجرا مي‌شده است، اما اکنون تنها در دماوند، سمنان و گيلان، آذربايجان  و در افغانستان و تاجيکستان رواج دارد. اشعار نوروزخواني به زبان فارسي و محلي است  و ملودي آن در همه‌ي مناطق مازندران و گيلان يکسان نيست. آهنگ آن بسيار ساده و معمولي است (فاطمي،27؛ حبيبي نژاد،153). نوروزخواني‌هاي مازندران در مايه و آهنگ بسيار متأثر از موسيقي گيلان هستند و نوروزخواني‌هاي سمنان و دماوند بسيار متأثر از نوروزخواني‌هاي مازندران و از نظر فرم و محتوا وشيوه‌ي اجرا از آن تأثير گرفته است.

 

در مازندران نوروزخواني به شکل گروه دو يا سه نفره  اجرا مي‌شود. هسته‌ي اصلي گروه «نوروز‌خون» و افراد همراه او « پيوري‌گِر» يا « پِي‌خوان» ناميده مي‌شوند. (نصري اشرفي، 4/1979) «نوروز‌خون» اشعاري را در مدح ائمه و وصف صاحبخانه مي‌خواند و همراهان ترجيع آن را تکرار مي‌کنند. اشعار نوروز‌خوان دو بخش دارد؛ بخش اول که همواره ثابت است به ستايش پروردگار و مدح ائمه مي‌پردازد. اين اشعار از قبل سروده شده و به شکل ثابت به ديگر نوروز‌خوانان منتقل مي‌شود. بخش دوم اشعاري است که نوروز‌خوان في البداهه هنگام نوروز‌خواني مي‌سرايد و با توجه  به موقعيت صاحبخانه و ذوق و سليقه‌ي خواننده تغيير مي‌کند.

 نوروز‌خوان و گروه همراهش از اوايل اسفند به روستاها و ييلاقات مي‌روند. همراهان نوروز‌خوان علاوه بر کيسه‌داري، اطلاعاتي را درباره‌ي کسب وکار و ويژگي صاحبخانه جمع‌آوري مي‌کنند و در اختيار نوروز‌خوان قرار مي‌دهند. (نصري اشرفي، 4/1979) نوروز‌خوان بعد از  ورود به حياط خانه به حمد و ستايش پروردگار و مدح ائمه مي‌پردازد و «پيوري‌گر» نيز ترجيع اشعار را تکرار مي‌کند:

نوروز‌خوان:همي‌خوانم به نام اون خدا ره

کريم لم يزل بي مدعا ره

دِتا گوشواره‌ي خير النسا ره

پيوري گِر: همان دين محمد برقراره

علي در خدمت پروردگاره

محمد يا محمد يا محمد

برس فرياد امت يا محمد

نوروز‌خوان: همي خوانم امام اولين رِ

شه کشور امير المومنين رِ

امام دومين خوانم حسن رِ

زبان بگشوده گويم اين سخن رِ

امام سومين شاه شهيدان

حسين جان کشته شد از تيغ عُدوان

پيوري گِر: همان دين محمد برقراره

علي در خدمت پروردگاره

محمد يا محمد يا محمد

برس فرياد امت يا محمد

نوروز‌خوان: امام چهارمين زين‌العباده

 گل باغ حسينِ خوش نهاده 

 امام پنجمين خوانم ز باقر 

 گل گلدسته‌ي آل پيمبر 

 امام شش بخوانم من ز جعفر 

 شفاعت مي‌کند در روز محشر 

 پيوري گِر: همان دين محمد برقراره 

 علي در خدمت پروردگاره 

 محمد يا محمد يا محمد 

 برس فرياد امت يا محمد 

 نوروز‌خوان: امام هفتمين موسي کاظم 

 ز لطف کردگار او بنازم 

 امام هشتمين شاه رضا رِ 

 رضا بخشنده‌‌ي روز جزا رِ 

 امام نهمين خوانم تقي رِ 

 تقي آن شهسوار متقي رِ 

 پيوري گِر: همان دين محمد برقراره 

 علي در خدمت پروردگاره 

 محمد يا محمد يا محمد 

 برس فرياد امت يا محمد... 

 و به اين ترتيب مدح را تا امام دوازدهم ادامه مي‌دهد. سپس به توصيف و مدح صاحبخانه مي‌پردازند و در ضمن آن تقاضاي انعام و عيدي مي‌کند: 

 آقا ته نومه قربون 

 شيرين لب شيرين زبون 

 يک لينگه مازندرون 

 نيشتي اتاق ميون 

 سيو شارب دني تکون 

 انعام رِ يارني بيرون                                                                

 همراهان نوروز

 خوان در ترجيع آن مي‌خوانند: 

 ترا تاج گل فيروزه بر سر              مرصع خلعت نوروز در بر 

 از اين نوروز تا نوروز ديگر          مکرر بر شما عيد مکرر(قلي نژاد،51-54) 

 اول من گمه بسم الله 

 بسم الله  چون اسم خدا 

 سَرِ در من کمبه سَلوم 

 سَلومِ من دارنه جواب 

 عليک هَيتِن دارنه ثِواب 

 مشتي باقِرِ مهربون 

 بلند قد و شيرين زوون 

 صدف هسه وِنه دندون 

 سِخِن گِنه مه زِوون 

 ناکاغذ و نا قلمدون 

 علي آن شاه عليا 

  امام حسن مجتبي 

 گل گلدسته‌ي زهرا 

 نوروز سِلطون آمده 

  عيد بُزرگون آمده 

 مژده دهيد همه دوستان 

 حسين شعر خون آمده. 

 (حبيبي نژاد،154) 

 بيت آخر به عنوان ترجيع بند تکرار مي‌شود و گاهي خواننده نام خود را در مصراع آخر ذکر مي‌کند. اين بديهه‌خواني آنقدر ادامه مي‌يابد تا انعام نوروز‌خوان فرستاده شود و اگر اين بخشش  متناسب با اعتبار و شئون صاحبخانه باشد آوازخواني با يکي دو بند دعا، پايان مي‌پذيرد. 

 (همان،58) در غير اين صورت نوروز‌خوان با خواندن اشعار لايه آميز و هجو به خانه‌ي ديگري مي‌رود. 

 پس از اسلام اشعار نوروز‌خواني با مدح و منقبت ائمه در هم آميخت و شکلي نو يافت. نوروز‌خواني از نظر فرم بر دو نوع است: نوع قديمي نوروزخواني که داراي حالتي ابتدايي است و قسمت اول آن تنها در چهارپرده خوانده مي‌شود و فضايي از نوا را در ذهن منعکس مي‌کند و نوع دوم اين آواز در چهارپرده است و گرايشي به سه گاه دارد.(پهلوان،168) 

 اشعار نوروز‌خواني در فرم و محتوا بسيار ساده هستند. برخي از ابيات فاقد نظم عروضي هستند، اما با موسيقي کلام کاستي‌هاي آن برطرف مي‌شود.  در اين ترانه‌ها علاوه بر مدح ائمه و ستايش صاحبخانه جنبه‌هايي از طنز، هجو، روايات تاريخي و مذهبي وجود دارد. مردم عامه آمدن نوروزخوان را به فال نيک مي‌گيرند و  با دادن هديه به او احترام مي‌گذارند. 

 در تالش به نوروزخواني، «نوروزنامه‌خواني» گفته مي‌شود. نوروز نامه‌خواني امري گروهي و از نظر فرم و محتوا و شيوه‌ي اجرا مشابه نوروز‌خواني در مازندران است. هر گروه نوروزنامه‌خوان معمولا سه نفرند و هريک از آنها وظيفه‌ي مشخصي دارند. نفر اول که خوش صداتر است  تکخوان نام دارد. نفر دوم«جيگير کر»(jigira kar) يا همخوان و نفر سوم«کوله بار کش» (kulabâr kaš) يا حمل کننده‌ي بار ناميده مي‌شود.(عبدلي،79) 

 گروه نوروزنامه‌خوان هر روز ساعتي پس از تاريک شدن هوا، گشت و گذار خود را در محله‌ها آغاز مي‌کنند و به هر خانه‌اي که مي‌رسند بي هيچ مقدمه‌اي نوروز نامه‌اي را با آهنگي دل انگيز مي‌خوانند. هر نوروزنامه خوان ماهر چند نوروزنامه به زبان فارسي، تالش و ترکي از بر دارد، زيرا گاهي صاحبخانه‌اي براي خوشي و آزمودن ميزان مهارت نوروزنامه خوان از او مي‌خواهد تا نوروزنام‌ه‌اي به زباني ديگر بخواند و اگر گروه اين کار را به خوبي انجام دهد هديه‌ي بيشتري دريافت مي‌کند (عبدلي،80). 

 اگر براي خانواد‌ه‌اي پيش‌آمد بدي رخ داده باشد از نوروزنامه خوان پوزش مي خواهد و ضمن دادن هدي‌ه‌اي مناسب از او مي خواهد شعري نخواند. اگر براي صاحبخانه پيش‌آمد خوبي رخ داده باشد-به ويژه اگر مشغول تدارک مراسم عروسي باشند- از گروه مي خواهند تا نوروزنامه‌هاي متنوعي بخوانند. صاحبخانه هديه را در ظرفي قرار مي دهد و به نزد گروه مي برد. نوروزنامه خوان هديه را برميدارد و يک شاخه ي کوچک شمشاد در ظرف مي گذارد. شاخه شمشاد که در تالش  «کيشه دار»(درخت آيين)- ناميده مي‌شود، نمادي از سبزي و آيين زندگي جاويد است. صاحبخانه اگر دامدار باشد آن شاخه را به ميان دامهايش مي‌برد تا آنها از هرگونه گزندي ايمن باشند.( شکوري،53) 

 بيشتر نوروزنامه‌هاي تالش به زبان فارسي و سروده عوام است. هريک از نوروزنامه‌ها اگرچه با آهنگ خاصي خوانده مي‌شود ولي ملودي آنها ثابت نيست. بسياري از اين ترانه‌ها بر اثر قدمت زبان و زبان به زبان گشتن تحريف شده‌اند. 

 نمونه اي از نوروز نامه‌خواني در گيلان: 

 فصل بهار است اين زمان              گرديده بلبل نغمه خوان 

 ايام شادي شد عيان                      آمد بهار اي دوستان 

 گلها دميده در چمن                    قمري نشسته با سمن 

 بلبل شده فرياد زن                     آمد بهار اي دوستان 

 گلها شکفته در چمن                 شادي کنيد اهل وطن 

 با لاله و با ياسمن                       آمد بهار اي دوستان 

 اي دوستان اي دوستان               خلاق رحمت کرد عيان 

 شادي نماييد اين زمان                آمد بهار اي دوستان 

 مخلوق همه خرد و کبار               آزرده بودن و نزار 

 رحم خدا شد آشکار                   آمد بهار اي دوستان 

 خوش روزگار است اين زمان        راحت شدند مرد و زنان 

 از ناله‌هاي بي امان                    آمد بهار اي دوستان 

 (عبدلي،81) 

 منابع: 

 پهلوان، کيوان، فرهنگ مردم آلاشت، تهران: آرون،1382. 

 حبيبي نژاد، مهران، چکامه‌هاي شور انگيز دريا«مجموعه ترانه‌هاي قديمي مازندران و گيلان»،ساري:شلفين،1387 

 قلي نژاد ، جمشيد ، موسيقي بومي مازندران، ،ساري، 1379ش؛ 

 نصري اشرفي،جهانگير ،فرهنگ واژگان تبري، 3،تهران:احياءکتاب،1381 

 شکوري، چنگيز، «سيري در کوچ نشينان تالش»،  رضوانشهر: آذرخزر، 1382. 

 عبدلي، علي، تاتها و تالشان، تهران: ققنوس، 1369. 

 

 ليلا احمدي کمرپشتي